خرید بک لینک

تو آمدی که بگویی: اگر... اگر می رفت...

تو آمدی و کسی داشت سمت در می رفت!

تو آمدی و چنان زل زدی به پوچی من

که داشت حوصله ی انتظار سر می رفت!!

تو آمدی و کسی گوشه ی غزل هی با ↓

ردیف و قافیه هایی عجیب ور می رفت

تو آمدی، کلماتی که مرد ساخته بود

شبیه صابون از دست شعر در می رفت

از اینکه آمده تا... بیشتر پشیمان بود

از اینکه آمده تا... هرچه بیشتر می رفت!

اشاره کرد خدا سمت پرتگاه... ولی ↓

به گوش من... و تو این حرف ها مگر می رفت!

■

تو آمدی که بگویی... به گریه افتادی!

و پشت پنجره انگار یک نفر می رفت

برچسب: تو آمدی که بگویی اگر,اگر می رفت, نویسنده: امیر نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 2:40

صفحه بندی